من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم،امّا سرانجام فراموش میکردم.../
یکشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، 10:15
من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم،امّا سرانجام فراموش میکردم.
آن که گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد. آنگاه که میدید لبخندزنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد.
غافل از اینکه علتِ رفتارم سادهتر از این حرفها بود:من حتی نامش را هم فراموش کرده بودم.../
MahmOOOOdzadE